الشيخ رسول جعفريان
441
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
مقامش عزل نكنم ، رسم و روشى را نقض نكنم و فقط از دور ، مورد مشورت قرار گيرم . اين شرط نشان مىدهد كه امام نمىخواست مسئوليت وضع موجود و كارهايى را كه از طرف حكومت اعمال مىشود به عهده بگيرد و كسانى گمان كنند كه آن حضرت نظارت و يا دخالتى در امور دارد ، در اين صورت طبعا كسى او را متهم نمىكرد ، زيرا مسائلى كه در كشور مطرح شده و دستوراتى كه به مرحلهء اجرا در مىآمد ، به پاى خود مأمون گذاشته مىشد و اين امتياز بزرگى بود كه امام عليه السّلام موفق شد از مأمون گرفته و بدين ترتيب مانع از آن شود كه به خاطر حضورش در تشكيلات ، بدنامى براى خود فراهم كند . از اين رو خود مىفرمود : انّى ما دخلت فى هذا الامر الّا دخول الخارج منه . « 1 » من در اين موقع داخل نشدم ، مگر مانند داخل شدن كسى كه از آن خارج است . واقعيت اين است كه امام نمىتوانست وضعيت ناهنجارى را كه محصول نزديك به دو قرن انحراف بود ، بپذيرد . وقتى محمّد بن ابى عباد با لحن اعتراضآميزى به آن حضرت گفت : چرا مسئوليت ولايتعهدى را نپذيرفته و از موقعيت استفاده نمىكنيد ( تا به ما هم نفعى برسد ) ؟ امام فرمود : اگر اين كار به دست من بود و تو نيز همين موقعيت را نزد من داشتى ، حقوق تو از بيت المال برابر حقوق مردم عادى مىشد . ( ما كانت نفقتك الّا فى كمّك و كنت كواحد من النّاس ) . « 2 » در اصل پذيرش ولايتعهدى بر جامعهاى كه قادر نيست و قابل هم نيست كه رهبرى چنين امامى را كه امام تشيع مذهبى است بپذيرد ، نوعى كار عبث و بيهوده بوده و جز مانعى بر سر راه سياستهاى اصولىترى كه امامان شيعه در پيش گرفته بودند ، نمىتوانست باشد . امام رضا عليه السّلام و مأمون در فاصلهء پذيرش ولايتعهدى تا شهادت امام ، بايد چند مسأله در روابط مأمون با آن
--> ( 1 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 138 ( 2 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 90